سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
افزایش بسیار زیاد کربن دی اکسید میزان فتو سنتز را کاهش می دهد.
منبع: *http://www.bghydro.com/BGH/static/articles/1106_co2.asp
**http://www.ingentaconnect.com/content/ap/bo/1997/00000080/00000004/art00489
***http://www.ag.auburn.edu/hort/landscape/supplementalCO2.html
****http://www.rocketscientistsjournal.com/2006/10/co2_acquittal.html
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
رابطه ي غلظت co2 با باز و بسته شدن روزنه ها
همبستگي نزديكي ميان غلظت گاز كربنيك در فضاي بين سلولي و باز و بسته شدن روزنه ها به دست آمده است.به طور كلي غلظت كم گاز كربنيك به باز شدن و غلظت زيادتر آن به بسته شدن روزنه ها منجر مي شود. يك ارتباط ميان نور و باز و بسته شدن روزنه ها ممكن است در نتيجه اين باشد كه طي فتوسنتز غلظت گاز كربنيك فضاي بين سلولي كاهش، و در صورت عدم فتوسنتز غلظت آن در اثر تنفس افزايش مي يابد.روزنه هاي بسياري از گونه ها در تاريكي اگر گاز كربنيك موجود در آن ها تقريبا به غلظت گاز كربنيك اتمسفر خارج باشدبسته مي شود.غلظت گاز كربنيك به حالت گاز در فضاي بين سلولي روي غلظت محلول آن در سلول هاي روزنه و ساير سلول هاي برگ تاثير مي گذارد.
رابطه ي ميان فتوسنتز و غلظت گاز كربنيك سلول هاي روزنه نسبتا روشن است،ولي رابطه ي گاز كربنيك با تغييرات پتانسيل اسمزي و فشار تورژسانس سلول هاي روزنه چندان رو شن نيست.به هر حال يك احتمال قوي اين است كه تغييرات غلظت گاز كربنيك چنان بر PH سلول هاي روزنه اثر مي گذارد كه فعاليت سيستم هاي آنزيمي معيني را متاثر مي سازد.افزايش غلظت گاز كربنيك PHرا كاهش و رقت آن PHرا افزايش مي دهد.
سلول هاي روزنه بسياري از گونه ها حاوي نشاسته اند كه ممكن است از فراور ده هاي فتوسنتز خود آن ها ،يا از فراورده هاي فتوسنتز منتقله به درون آن ها از سلول هاي كلوروفيل دار و يا از هر دو نوع باشد.تبديل نشاسته به قند با شروع روشنايي و قند به نشاسته با آغاز تاريكي در سلول هاي روزنه بعضي گونه ها ديده شده است.چنين تبديل هاي قابل برگشت كربو هيدرات هاي نامحلول به كربو هيدرات هاي محلول بي شك در نوسانات پتانسيل اسمزي سلول هاي روزنه شايد عامل عمده اي باشد.چنين تبديل هاي كربوهيدرات ها الزاما توسط سيستم هاي آنزيمي انجام مي شودكه فعاليتشان تحت تاثير PH با باز شدن روزنه ها ديده شده است.اطلاعات جامعي درباره ي بخش آنزيمي سلول هاي روزنه و اثرات تغييرات PH روي فعاليت آن ها در دست نيست.
بحث فوق مي تواند به صورت يك تئوري قابل قبول براي باز شدن روزنه ها در واكنش به عامل نور به ترتيب خلاصه گردد:
۱-نور ۲- فتوسنتز ۳- كاهش غلظت گاز كربنيك در سرتاسر برگ ۴- افزايش PHسلول هاي روزنه ۵- فعال شدن سيستم آنزيمي كه پلي ساكاريد نامحلول را به كربو هيدرات هاي محلول تبديل مي سازد۶-منفي تر شدن پتانسيل اسمزي شيره سلول روزنه ۷- منفي تر شدن پتانسيل آب ۸-جريان آب از سلول هاي مجاور به درون سلول هاي روزنه ۹- افزايش تورژسانس سلول هاي روزنه ۱۰-باز شدن روزنه
بسته شدن روزنه مي تواند با توقف فتوسنتز كه عكس توالي اين فرايند ها را به وجود مي آورد ايجاد گردد.
منبع:مباني فيزيو لوژي گياهي-نوشته ماير ،آندرسون –ترجمه:حسين لساني-مسعود مجتهدي-انتشارات دانشگاه تهران چاپ پنجم
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
اثر نور وغلظت co2 ودرجه حرارت بر سرعت فتوسنتز
فتوسنتز جز با حضور نور انجام نمي شود و با افزايش شدت تابش نور،سرعت فتوسنتز نيز افزايش مي يابد.هرگاه غلظت co2 ،330ppm (قسمت در ميليون )باشد(مقدار غلظت co2در هواي طبيعي )سرعت فتوسنتز با افزايش تابش نور به طور نا محدودي افزايش نمي يابدبلكه در تابش هايي به شدت 200 تا 300 وات در متر مربع ماكزيمم مي شود(پايين ترين منحني در شكل )در چنين حالتي گفته مي شود سيستم فتوسنتزي از نور اشباع شده است.( light saturated) انرژي تابشي با اين شدت تقريبا برابر با 20 درصد انرژي شدت نور آفتاب (1000 وات در متر مربع )است.ماكزيمم سرعت فتوسنتز در شدت هاي نور كمتر از شدت نور آفتاب معمولي انجام مي شود،به شرط اين كه مقدار co2 به اندازه اي باشد كه در هواي معمولي وجود دارد. همچنين درجه حرارت 20 يا 30 درجه ي سانتيگراد در حالي كه غلظت co2 برابر 330 ppm باشد تاثير كمي در سرعت فتو سنتز دارد.
هنگامي كه غلظت co2 به 660 ppm برسد (منحني وسط در شكل ) با افزايش شدت نور تا حدود 500 وات در متر مربع سرعت فتوسنتز نيز افزايش مي يابد.
در شدت هاي تابش بيشتر از 500 وات در متر مربع سرعت فتوسنتز ثابت باقي مي ماند و انرژي تابشي اضافي، ديگر تاثيري در افزايش سرعت فتوسنتزندارد(وضعيت اشباع نور ) .لكن اگر درجه حرارت از 20 درجه ي سانتيگراد به 30 درجه ي سانتيگراد افزايش يابد وغلظت co2 در 660ppm باقي بماند،سرعت فتوسنتز با افزايش تابش نور به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش مي يابد (منحني بالا). اين وضعيت با تاثيردرجه حرارت بر روي سرعت فتوسنتز در وضعي كه غلظت co2 ،330ppm است (منحني پايين )مغايرت دارد(در آن وضعيت افزايش درجه حرارت به ميزان 10 درجه بر رو ي فتوسنتز تاثيري ندارد).
تاثير متفاوت درجه حرارت بر روي تثبيت co2 در حالي كه غلظت آن كم و زياد باشد به شرح زير بيان مي شود:هنگامي كه غلظت co2كم باشد،(330ppm ،در شكل ) با افزايش شدت نور تا حدود 300 وات در متر مربع ،سرعت فتوسنتز نيز افزايش مي يابد .چون درجه حرارت ،سرعت فتوسنتز را از صفر تا مقدار معادل شدت تابش 300 وات در متر مربع افزايش نمي دهد،مي توان نتيجه گرفت كه عامل محدود كننده ي فتوسنتز فعل و انفعالي است كه به انرژي تابشي بستگي دارد.واكنش هاي نوري ،واكنش هاي فيزيكي با ضريب حرارتي (Q10 ) حدود يك مي باشند.از سوي ديگر در غلظت هاي بيشتري از CO2 (660PPM در شكل ) ودر تابش هاي حدود 500 وات در متر مربع ،افزايش 10 درجه حرارت سبب دو برابر شدن سرعت تثبيت O2 مي شود. ضريب حرارتي (Q10 ) واكنش هاي بيو شيميايي 2 يا بيشتر از 2 است.نتيجه اين كه متناسب باغلظت co2 ، مرحله ي محدود كنندهي فتوسنتز به واكنش هاي بيو شيميايي مربوط مي شود.
منبع :
كتاب اصول فيزيو لوژي گياهي، جلد اول ،ترجمه ي دكتر مهرداد لاهوتي-رحيم رحيم زاده-چاپ چهارم
سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388
تاثیر کربن دی اکسید بر میزان فتو سنتز
نظر شما درباره سوال 3 از فعالیت صفحه ی 77 کتاب سال اول چیست ؟ در این سوال در مزرعه ی گندم از ساعت 12 شب تا 6 صبح درصد دی اکسید کربن در مزرعه ی کندم کاهش یافته است به نظر شما علت چه می تواند باشد ؟

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
گردش خون کرم خاکی را به طور دقیق شرح دهید
گردش خون در کرم خاکی از طریق یکسری عروق بسته انجام می گیرد.ساده ترین دستگاه گردش خون بسته در کرم خاکی دیده می شود.دو رگ اصلی که در تشریح کرم خاکی قابل رویت است عروق خونی پشتی و شکمی است.این عروق ساختمانهای اصلی پمپ کننده خون می باشند.امواج انقباضی دیواره عروق عامل اصلی جریان یافتن خون در داخل عروق است به این امواج انقباضی امواج دودی(پریستالتیک )گویند.در رگ پشتی خون به سمت جلو حرکت می کند .رگ پشتی یک خط تیره را در طول سطح پشتی لوله گوارش کرم ایجاد می کند.در رگ شکمی خون به سمت عقب بدن حرکت می کند .شاخه های قطعه ای رگ شکمی روده و دیواره بدن را خونرسانی می کنند.این شاخه ها سرانجام وارد بستره های مویرگی می شوند تا مواد مغذی و اکسیژن را آزاد کنند .تبادل گاز بین این بستره های مویرگی و سطح بدن و محیط صورت می گیرد.اکسیژن به وسیله رنگدانه تنفسی هموگلوبین که در مایع خون محلول می باشد حمل می شود.از این بستره های مویرگی خون به داخل عروق خونی بزرگتری جمع شده و نهایتا به رگ پشتی می ریزند.در سطح مری شاخه های قطعه ای عروق به پنج جفت قوس آئورتی توسعه پیدا می کنند که می توان آنها را قلب ابتدائی نامید.آنها تیره بوده و در دو طرف مری توسعه پیدا می کنند وخاصیت انقباض دارند و فقط خون را از رگ پشتی به رگ شکمی پمپ می کنند.
منبع:http://www.esu.edu/~milewski/intro_biol_two/lab__12_annel_arthro/Annelida.html
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز
سوال:منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز به چه شکلی است؟
پاسخ:در غلظتهای پائین کربن دی اکسید .میزان فتو سنتز تقریبا به صورت خطی با افزایش غلظت کربن دی اکسید افزایش یابد.زیرا در این غلظت ها میزان فتو سنتز به وسیله میزان در دسترس بودن سوبسترا( کربن دی اکسید)محدود می شود.در گونه های C3 كربن دي اكسيد و اكسيژن بر سر محلهاي فعال روبيسكو با هم رقابت مي كنند وهمانطور كه غلظت كربن دي اكسيد كاهش مي يابد واكنش اكسيژناسيون روبيسكو نسبت به واكنش كربوكسيلاسيون روبيسكو افزايش مي يابد.در غلظت هاي بالاتر كربن دي اكسيد يك افزايش كمتري درميزان فتو سنتز به ازاء هر واحد افزايش در كربن دي اكسيد وجود دارد و نهايتا فتو سنتز به يك حد اشباءدر غلظت كربن دي اكسيد مي رسد.تحت چنين شرايطي واكنش كربوكسيلاسيون فتو سنتز حد اكثر است وميزان فتو سنتز يابه وسيله ميزان نور در واكنش هاي نوري و يابه وسيله سرعت بازسازي آنزيم هاي فتوسنتزي محدود مي شود.

منبع:http://web.grinnell.edu/courses/bio/qubitmanual/Labs/CO2/CO2Frame.html
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
نظر همکار
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
ترميم بافت عضلاني
ماهيچه ها بعد از آسيب درجات متفاوتي از ترميم را نشان مي دهند:
1-عضله ي قلبي:
تقريبا هيچ توانايي براي ترميم بعد از دوران اوليه ي كودكي دارا نمي باشند.آسيب و يا نابودي عضله ي قلبي (به طور مثال انفاركتوس ها)معمولا توسط بافت پيوندي پر مي شود.بديهي است كه اين سلول هاي جايگزين شده فعاليت انقباضي ندارند.
2- عضله ي اسكلتي:
پس از تولد سلول هاي ماهيچه اي اسكلتي كه هسته هاي متعدد دارند به هيچ وجه قادر به تقسيم نيستند ولي بافت هاي ماهيچه ي اسكلتي مي توانند ترميم گردند.سلول هاي خاصي در اين بافت وجود دارند كه دوكي شكل و تك هسته اي مي باشند. اين سلول ها در بين غشاي پايه اي كه هر رشته ي عضلاني بالغ را مي پوشاند قرار داشته و به نام « سلول هاي قمري » خوانده مي شوند.به نظر مي رسد كه آن ها ميو بلاست هاي(سلول هايي كه در نهايت به سلول ماهيچه اي اسكلتي تبديل مي شوند.) غير فعالي باشند كه بعد از تمايز،عضلاني باقي مانده اند.آسيب هاي بعدي و تحريكات مهم ديگر باعث مي شود كه سلول هاي قمري غير فعال و خاموش،فعال شده و به سمت ايجاد رشته هاي عضلات اسكلتي جديد پيش بروند.
3-عضله ي صاف:
بعد از آسيب سلول هاي تك هسته اي سازگار يافته ي عضلات صاف از طريق ميتوز تقسيم مي شوند و سلول هاي جديدي براي جايگزيني در بافت نابود شده ايجاد مي كنند.به عنوان مثال ديواره ي رحم در هنگام بارداري هم با افزايش حجم و هم با افزايش تعداد سلول ها رشد كرده و بزرگ مي شود.بعد از زايمان هم سلول هاي اضافي دچار مرگ سلولي شده و از بين مي روند.
منبع:كتاب جامع كنكور خانه ي زيست شناسي
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
جذب تری گليسريدها
پاسخ : هرچند گوارش تري گليسريدها در معده و تحت تاثير ليپاز بزاقي که همراه با بزاق بلع شده است و ليپاز معدي شروع مي شود ولي به دليل کم بودن آن( حدود 10 درصد تري گليسريدهاي غذايي افراد بالغ ) به طور کلي از اهميت زيادي برخوردار نيست , محل اصلي گوارش تري گليسريدها , روده ي باريک است در اين مکان حدود 40 درصد تري گليسريدها به طور کامل به اسيدهاي چرب و گليسرول تبديل مي شوند .50 درصد از تري گليسريدها فقط با از دست دادن يک يا دو اسيدچرب به دي و مونو گليسريد تبديل شده و 10 درصد باقيمانده بدون تغيير شکل جذب مي شود . جذب به طريقه ي انتشار است . پس از ورود اين چربي ها به درون سلول هاي پوششي روده , اسيدهاي چرب کوتاه زنجيره ( کمتر از 10 کربن ) به علت اينکه نسبت به اسيدهاي چرب بلند زنجيره , محلول تر هستند بطور مستقيم وارد جريان خون وريد باب مي شوند . باقيمانده ي اسيدهاي چرب در شبکه ي آندوپلاسمي صاف سلول هاي پوششي جدار روده , مجددا به تري گليسريد تبديل مي شوند چون تري گليسريدها نامحلول هستندحمل انها مشکل است بنابراين با پروتئين هاي ويژه اي مجتمع شده و نوعي ليپوپروتئين به نام شيلوميکرون را مي سازند شيلوميکرون ها با اگزوسيتوز از سلول هاي پوششي روده به آب ميان بافتي ترشح مي شوند که به علت بزرگ بودن اندازه ي آنها و همچنين وجود غشاي پايه در جداره ي مويرگ هاي خوني نمي توانند مستقيما وارد جريان خون شوند لذا وارد مويرگ هاي لنفي مي شوند زيرا در بين سلول هاي ديواره ي مويرگ هاي لنفي فاصله ي بيشتري (منافذ بزرگتري) وجود دارد و اين مويرگ ها فاقد غشاي پايه بوده و يا اينکه غشاي پايه در آنها بسيار نازک و ناچيز است .
منابع :
1ـ فيزيولوژي گايتون ترجمه ي دکتر فرخ شادان
2) بيوشيمي عمومي , شهبازي و ملک نيا
3) Anatomy & physiology . Martini
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
آیا مخمر ها میتو کندری هم دارند؟
سوال:آیا مخمر ها میتو کندری هم دارند؟
پاسخ: بلی.احتمالا با توجه به اینکه می دانیم مخمر ها تخمیر انجام می دهند توقع داشته باشیم میتوکندری نداشته باشند.مخمر يك موجود بي هوازي اختياري است و انرژي خود را از دو راه مي تواند توليد كند:وقتي غلظت اكسيژن پائين است محصول گليكوليز(اسيد پيروئيك)به اتانول و كربن دي اكسيد تبديل مي شودو كارائي توليد انرژي پائين است(دو مول ATP به ازاء هر مول گلوكز)واگر غلظت اكسيژن افزايش يابد اسيد پيروويك به استيل كوآنزيم آ تبديل مي شود كه مي تواند در چرخه كربس مورد استفاده قرار گيردو كارائي را به ۳۸ مول ATPبه ازاء هر مول گلوكزافزایش يابد .اثر مهاري اكسيژن بر روند تخمير رااثر پاستورگویند.اين اثر در سال 1857 توسط لوئي پاستور كشف شد.وي نشان داد كه هوا دهي به داخل مايه مخمر باعث مي شود رشد مخمر ها افزايش يابد اما بر عكس ميزان تخمير كاهش مي يابد. .تحت شرايط بي هوازي ميزان متابوليسم گلوكز سريع تر است اما مقدار ATP توليدی كم تر است. وقتي مخمر در معرض شرايط هوازي قرار مي گيردسرعت گليكوليز كند مي شود زيرا افزايش در توليدATP به عنوان يك مهار كننده آلوستريك در مسير عمل مي كند.از نقطه نظر توليد ATP اين يك مزيتي براي مخمر است كه در حضور اكسيژن چرخه كربس انجام دهد (توليدATP بيشتر از گلوكز كمتر).**بنا براین با توجه به اینکه مخمر ها تنفس سلولی نیز انجام می دهند*** بنا براین میتو کندری نیز دارند.****
منبع: * http://www.colby.edu/biology/BI163/163Lab/163Yeast08.pdf
** http://en.wikipedia.org/wiki/Pasteur_effect
***http://www.nature.com/nature/journal/v181/n4626/abs/1811809a0.html
****http://en.wikipedia.org/wiki/Yeast
یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
نظر یکی از همکاران
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
چرخه ی کربس در باکتری ها
سؤال : در باکتري هاي هوازي آنزيم هاي چرخه کربس وتبديل پيروات به استيل کوآنزيم آدر غشا قرار دارد صحيح است؟
پاسخ : خير , کمپلکس پيرووات دهيدروژناز که از سه آنزيم مختلف تشکيل شده و پيرووات را به استيل کوآنزيم A تبديل می کند در پروکاريوت ها در سيتوپلاسم جای دارد اما در يوکاريوت ها در ماتريکس ميتوکندری قرار گرفته است . از طرفی چرخه ی کربس شامل ۸ مرحله است که بجز آنزيم سوکسينات دهيدروژناز که در يوکاريوت ها به صورت محکم به سمت ماتريکس غشاء داخلی ميتوکندری متصل است و در پروکاريوت ها به غشاء سيتوپلاسمی چسبيده است آنزيم های درگير ديگر در پروکاریوت ها , همگی در سيتوپلاسم قرار دارند ( اين آنزيم در حقيقت همان کمپلکس دوم زنجيره ی انتقال است ) . غشاء سيتوپلاسمی پروکاريوت ها همتای غشاء داخلی ميتوکندری بوده و زنجيره ی انتقال الکترون در آن قرار دارد .
منبع : بيوشيمی و بيوفيزيک متابوليسم , تدوين رضا خدارحمی و نوشين بهرامی قانع , انتشارات نور دانش
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
نوع تخمیر در گلبول قرمز
سوال:در گلبول قرمز چه نوع تخمیری انجام می شود؟
پاسخ:گلبول قرمز بالغ به دلیل ازدست دادن میتوکندری خود قادر به انجام تنفس سلولی نیست و تخمیر لاکتیک انجام می دهد. گلبول های قرمز گیرنده انسولین ندارند و بنا براین جذب گلوکز در آنها تحت تاثیر انسولین نمی باشد.به دلیل اینکه هسته و اندامک های دیگر را ندارند سلول نمی تواند ساختمانهای جدید ایجاد کند و پروتئینها و آنزیمها را بازسازی کند و در نتیجه عمر آن محدود است.
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
prebiotics چیست ؟
اصطلاح Prebiotics که در سال 1995 توسط پروفسور گيبسون و همکارانش ابداع شد به فيبرهای غذايي غيرقابل گوارشی اطلاق می شود که موجب رشد و فعاليت باکتری های ويژه ای همچون lactobacilli و bifidobacteria در روده ها می گردند . اين باکتری ها به همراه اسيدهای چرب کوتاه زنجيره ای که توليد می کنند از رشد و تکثير باکتری های کم اهميت در روده ها جلوگيری می کنند . ترکيبات پربيوتيک عمدتاٌ اوليگوساکاريدی هستند . کربوهيدرات های پربيوتيکی در شير , سبزيجات , موز , گندم , توت , گوجه فرنگی , پياز , سير , اسفناج , لوبيا , کاسنی و کلم وجود دارند . تنها در شير انسان , بالغ بر 130 ترکيب مختلف اوليگوساکاريدی وجود دارد. اين مورد می تواند يکی از برتری های شير مادر نسبت به غذاهای ديگر باشد . امروزه در صنعت , ترکيبات پربيوتيکی مختلفی همچون اينولين , فروکتوـ اوليگوساکاريد , ايزومالتوـ اوليگوساکاريد , لاکتولوز , لاکتوسوکروز, اوليگوفروکتوز , لاکتيلول و ترانس گالاکتوـ اوليگوساکاريد به غذاهای پردازش شده و آماده اضافه می شود .
وجود ترکيبات پره بيوتيک و باکتری های مفيدی که از آنها تغذيه می کند سودمندی های زير را می تواند برای ما به همراه داشته باشد : فعاليت ضد سرطانی , فعاليت ضد ميکروبی , کمک به حفظ سطح گلوکز خون , تقويت سيستم ايمنی , کاهش سطح تری گليسريد , حفظ جذب و تعادل مواد معدنی در بدن
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
مکانیسم عمل متفاوت انسولین و گلوکاگن
سوال:با اینکه پیک دومین گلوکاگن وانسولین یکسان وبافت هدفشان نیز یکسان است چگونه سلول های کبدی تشخیص میدهند که در پاسخ به انسولین گلیگوژن بسازند ودر پاسخ به گلوکاگن آن را تجزیه کنند؟
پاسخ:گلوکاکن از طریق فعال سازی آدنیلیل سیکلاز عمل می کند (میزانAMP حلقوی را در سلولهای هدف افزایش می دهد).گلوکاگن در بافت چربی باعث لیپولیز و آزاد شدن اسیدهای چرب و در کبد از طریق فعال کردن گلیکوژنولیز و گلوکونئوژنز باعث آزاد سازی گلوکز می گردد.عضلات اسکلتی گیرنده ای برای گلوکاگن ندارند.*گیرنده انسولین یک تیروزین کیناز است که از دو زیر واحد آلفا و دو زیر واحد بتا تشکیل شده است که توسط پیوندهای دی سولفیدی به هم متصلند.زنجیره های آلفا کاملا در خارج سلول قرار دارند و به عنوان محل اتصال انسولین عمل می کننددر حالیکه زیر واحد های بتا غشاء پلاسمائی را سوراخ کرده و از آن عبور می کنند .اتصال انسولین به زیرواحد های آلفا باعث می شود که زیر واحد های بتا خودبخود فسفریله شوند(اتو فسفریلاسیون)و نتیجه آن شروع فعالیت کاتالتیکی گیرنده می باشد.گیرنده فعال شده سپس تعدادی از پروتئینهای داخل سلولی را فسفریله می کند و با فسفریله شدن آنها فعالیت آنها تغییر می کند.و بدینوسیله یک پاسخ فیزیولوژیک ایجاد میشود.**ملاحظه می کنید که مکانیسم عمل انسولین و گلوکاگن کاملا متفاوت است و حتی AMPحلقوی عموما با اعمال انسولین مخالفت می کند و در تضاد است و حداقل قسمتی از اعمال انسولین از طریق فعال کردن آنز یم فسفو دی استراز(تجزیهAMPحلقوی ) و کاهش سطح AMPحلقوی اعمال می شود.*پیک ثانویه هورمون گلوکاگن AMPحلقوی است اما پیک ثانویه انسولین یک کیناز است.***
منبع:*http://www.medbio.info/Horn/Time%203-4/how_insulin_works.htm
**http://www.vivo.colostate.edu/hbooks/pathphys/endocrine/pancreas/insulin_phys.html
***بیوشیمی هارپر -جلد دوم-ترجمه بهرام قاضی جهانی -صفحه ۵۷۰
ادامه مطلب
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
سوالات مهم
3-با اینکه پیک دومین گلوکاگن وانسولین یکسان وبافت هدفشان نیز یکسان است چگونه سلول های کبدی تشخیص میدهند که در پاسخ به انسولین گلیگوژن بسازند ودر پاسخ به گلوکاگن آن را تجزیه کنند؟4-در گلبول قرمز چه نوع تخمیری انجام می شود؟5- آیا مخمر میتوکندری دارد؟
6-در باکتری های هوازی آنزیم اهای چرخه کربس وتبدیل پیروات به استیل کوآنزیم آدر غشا قرار دارد صحیح است؟7- نحوه ی عبور مونو و دی گلیسریدها از سلول های روده به آب میان بافتی چگونه است؟اگر منظور از لایه پلی ساکاریدی اطراف مویرگ پرز همان غشا پایه است این لایه در سلول های پوششی پرز هم وجود دارد ولی لیپیدها از آن عبور میکنند
7-منحنی تاثیرمقدار دی اکسید کربن بر شدت فتوسنتز به چه شکلی است؟9-گردش خون کرم خاکی را به طور دقیق شرح دهید10-چرا آنزیم های لیزوزومی غشای واکوئل غذایی را بعد از ادغام هضم نمیکنند؟چه مکانیسم حفاظتی در این مورد وجود دارد؟11-کپک پنیسیلیوم 2 کروموزوم دارد آیا این دو همتا هستند یا غیر همتا ؟با توجه به این که چرخه زندگی قارچ ها از نوع هاپلوئیدی است و پنیسیلیوم یک دئوترومیست است.
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
چراکلیه سمت راست پائین تر از کلیه سمت چپ قراردارد؟
- The right kidney lies at a slightly lower level than the left one.
- This is due to the large size of the right lobe of the liver.
کلیه سمت راست اندکی پائین تر از سطح کلیه چپ قرار دارد و این ناشی از اندازه بزرگ لب راست کبد است که در بالای کلیه راست قرار دارد.
منبع:http://download.videohelp.com/vitualis/med/kidneys_and_ureters.htm
ادامه مطلب
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
گزارش و نظر سنجی
با گذشت بیش از دو سال از فعالیت وبلاگ گروه زیست شناسی استان کرمان و همکاری عده ای از نویسندگان محترم کرمانی و غیر کرمانی این وبلاگ جای خود را در بین دبیران محترم و دانش آموزان عزیز تا حدی پیدا نموده است .سعی شده است ارائه مطالب صرف کپی برداری نباشد و مجموعه ای از مطالب از آدرس های گوناگون ارائه گردد و با ذکر منابع امکان بررسی منابع اصلی در اختیار بازدیدکنندگان محترم قرار گیرد.ارائه تصاویر در درک مطالب بسیار مهم می باشد و معمولا در هر مطلبی تصاویر نسبتا واضح ارائه گردیده است. اما تعداد معدود نویسندگان فعال و عدم ایجاد تغییرات اساسی در شیوه ارائه مطالب و عدم خلاقیت و نو آوری در آن عیوب اساسی آن می باشند که امیدواریم با راهنمائی های شما همکاران و دانش آموزان محترم این عیوب نیز بر طرف گردد.
منتظر نظرات شما هستیم.
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
بوتاکس چیست ؟
از رايج ترين عوارض جانبي بوتاكس ، سردرد، افتادگي پلك و كبودي گزارش شده است. ساير عوارض جانبي آن علائمي مشابه سرماخوردگي دارد. تهوع ، درد موقت صورت، قرمزي محل تزريق، از بين رفتن توانايي چشمك زدن و ضعف ماهيچه اي، از ديگر عوارض تزريق بوتاكس اعلام شده است
منبع:www.magiran.com
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
گل داودي(Chrysanthemum Indicum )
خانواده: asteraceae
با اينكه گل داودي بعنوان يك گل واحد شناخته شده ولي بايد توضيح داد كه اين گل از يك دسته گل بهم فشرده تشكيل شده كه هركدام از اين گلها داراي كليه اعضاء و قسمتهاي مختلف گل مانند گلبرگ ، پرچم ، مادگي و كلاله دارا ميباشد . گل داودي به اشكال و رنگهاي مختلف يافت مي شود و بعضي از آنها بشكل ستاره اي و بعضي پُرپَر مي باشند . گلبرگها كه در اطراف دايرة گل داودي قرار گرفته ، داراي اعضاي گل ماده و ساير گلهاي كوچك كه در داخل دايرة اولي قرار دارند داراي عضو نر و ماده توامأ مي باشند . (البته هريك به تنهائي )جالب اينجاست كه اعضاي نر و ماده هر گل در يك زمان قابليت باروري ندارند . بدين جهت اين گلها هيچوقت خود بخود به تنهايي بارور نمي شوند. خصوصأ گلبرگهاي محيطي آنها نيز كه خودشان مستقلا هركدام يك گل محسوب مي شوند، زودتر از گلهاي داخل دايره قابليت باروري پيدا مي كنند. موطن اصلي گل داودي : گل داودي بطور وحشي در هندوستان و چين مي رويد . به همين دليل نام علمي آن با لغت هند پسوند شده ولي در اصل بومي چين است.*انواع مختلف گل داودي :
1 ـ گل داودي معمولي
2 ـ گل داودي هندي Chrysanthemum indicum
طرز كاشت :
گل داودي به دو طريق در هواي آزاد و در گلخانه كشت مي شود كه هركدام از آنها را بصورت گلداني و با هواي آزاد مي توان پرورش داد . اگر بخواهيم از گل داودي در پائيز استفاده كنيم ، احتياج به گلخانه ندارد و كاشت و برداشت آن در زمين و هواي آزاد امكان پذير بوده و عمليات ازدياد هم در هواي آزاد صورت مي گيرد . و اگر بخواهيم در زمستان استفاده كنيم ، كاشت و داشت آن احتياج به گلخانه دارد. . بعضي از تهيه كنندگان گلهاي داودي در سه ماهة اواخر پائيز و زمستان از پوشش نايلوني استفاده مي كنندكه البته اين موضوع به عوامل طبيعي و شرايط اقليمي مكان بستگي دارد .**داوودی گیاهی روز کوتاه است.***
منبع: *http://ssc.um.ac.ir/file/9a2cb033bae565716505b2d1a96fa036__b.doc
**http://www.jstor.org/cookieabsent.html
*** http://www.ejpau.media.pl/volume7/issue2/horticulture/art-07.html
****http://game-net-saba.blogfa.com/post-100.aspx
ادامه مطلب
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
فلوريژن(florigen)=هورمون گل دهي
فلوريژن اصطلاحي است كه براي ملكولهاي شبه هورمون فرضي كه مسئول كنترل يا شروع روند گل دادن در گياهان مي باشند به كار مي رود. اين ماده در برگ ها توليد مي شود و در جوانه هاي مريستم راسي ساقه عمل مي كند.طبيعت حقيقي فلوريژن هنوز مبهم است.اصطلاح فلوريژن اولين بار توسط فيزيولوژيست گياهي روسي Mikhail Chailakhyanدر سال 1937ارائه گرديد .او ثابت كرد كه ميتوان از طريق يك پيوند از گياه گل داده پديده گل دادن را در گياه ديگري كه كه گل نداده القاء كرد.وجود فلوريژن به وسيله آزمايشات پيوند زني مطرح شده است.عمده آزمايشات كلاسيك پيوند زني در مورد گونه هاي نيكوتينا انجام گرفته است.Nicotiana sylvestris يك گياه روز بلند است وNicotiana tabacum يك گياه روز كوتاه است و بيشتر ساير گونه هاي نيكوتينا روز خنثي مي باشند. در گونهNicotiana sylvestris اگر تحت شرايط روز كوتاه كشت شود گل نمي دهد.اما اگر يك برگNicotiana tabacum (كه تحت شرايط روزكوتاه كشت شده باشد)به آن پيوند زده شود گل دهي را تحريك مي كند.اين بدين معني است كه برگNicotiana tabacum يك ماده اي توليد كرده است و سپس بعد از پيوند زدن به پايه پيوند منتقل كرده است و باعث تشكيل گل شده است. اين آزمايش وجوديك فلوريژن را اثبات مي كند.ازمايشات معكوسي نيز انجام گرفته است يك گياه.Nicotiana tabacum(روز كوتاه است و در شرايط روز بلند گل نمي دهد ) اما اگر پيوندي ازNicotiana sylvestris دريافت نمايد گل مي دهد.Anton Langنشان داد كه تعداد زيادي از گياهان روز بلند و دو ساله را كه در شرايط دوره نوري خاص بطور طبيعي گل نمي دهند به وسيله ژيبريلين مي توان وادار به گل دادن كرد.بدين ترتيب مي توان عامل گل دادن(فلوريژن)را در دو گروه از هورونهاي گل دهي در نظر گرفت:ژيبريلين ها و آنته سين .مشكل جدا سازي فلوريژن ونتايج متناقض بدست آمده باعث مي شود كه فرض كرد فلوريژن به عنوان يك ماده وجود ندارد بلكه يك نسبت خاص از ساير هورمون ها براي گل دهي گياهان ضروري مي باشد.اما تحقيقاتي نشان داده است كه فلوريژن وجود دارد و در برگها توليد مي شود و سيگنالي است كه ازطريق آوندهاي آبكش به مريستم راس ساقه منتقل شده و گل دهي را القاء مي كند.

پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388
مکانیسم های احتمالی فتوپریودیسم
نوردورگي
بسياري از گياهان گلدار هر سال در زمان مشابهي گل مي دهند.گل دادن نوعي پاسخ گياه به طول روز و شب می باشد .اين پديده را نوردورگي گويند.در سال 1920 دو محقق جهشي را د رتنباكوكشف كردند كه از گل دادن گياه در فصل تابستان ممانعت بعمل مي آورد د رحالي كه بطور طبيعي تنباكو در تابستان گل مي دهد.آزمايشها با نوردادن مصنوعي در زمستان و ايجاد تاريكي مصنوعي در تابستان اثبات كرد كه اين گياه تحت تاثير طول روز و شب قرار مي گيرد و جزو گياهان روز كوتاه مي باشديعني فقط وقتي مي تواند گل بدهد كه در معرض دوره هاي كوتاه مدت نوردهي قرار گيرد.نوردورگي توضيح مي دهد كه چرا بعضي از گونه هاي گياهان فقط در عرض هاي جغرافيائي خاصي رشد مي دهند.اسفناج يك گياه روز بلند است و در عرض هاي جغرافيائي نزديك به استوا گل نمي دهد زيرادر اين مناطق طول روز هرگز به مقدار لازم براي گل دادن آن(14 ساعت)نميرسد.
فتوپریودیسم در گياهان روز كوتاه(شب بلند)
آزمايش با (Cockleburs (Xanthiumنشان مي دهد كه اصطلاح"روز كوتاه"اصطلاح بي مسمي و غلطي است زيرا اين گياه نياز به طولي از شب به مقداركافي براي گل دهي مي باشد.اين گياه فقط وقتي گل مي دهد كه حد اقل 8.5 ساعت در تاريكي نگهداري شود( شب بحراني )(AوB). شكست طول شب با تشعشع نور قرمز(660 نانو متر)بسيار موثر است و مانع گل دادن مي شود (C).اما اگربه دنبال اين نور قرمز .تشعشع مادون قرمز(730نانو متر) داده شود مانع گل دادن نمي شود(D).اگر در شروع شب نور شديد مادون قرمز به گياه داده شود تاريكي مورد نياز براي گل دادنش را به 2 ساعت (E) كاهش مي دهد.اين پاسخ ها باواسطه فيتو كروم انجام مي گيرد.دو مدل برای مکانیسم احتمالی فتو پریودیسم ارائه شده است.مدل ساعت شنی و مدل ریتم شبانه روزی که در اینجا به بررسی مدل اول می پردازیم.

منبع:http://users.rcn.com/jkimball.ma.ultranet/BiologyPages/P/Photoperiodism.html
ادامه مطلب
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
گیاهان روز کوتاه و روز بلند
جنبه هاي زيادي از رشد ونمو(از جمله گلدهي)بستگي به تغييرات طول روز وشب داردو در فصول مختلف طول روز و شب متفاوت مي باشد.پاسخ يك گياه به طول روز و شب را فتو پريوديسم(نور دور گي )گويند . يك طول شب بحراني وجود دارد كه اگر طول شب از اين حد بحراني كمتر شود يك دوره روز بلندLDP(شب كوتاه) بوجود مي آيد و اگر طول شب بلند تر از اين شب بحراني باشد يك دوره روز كوتاهSDP(شب بلند) بوجود مي ايد.شب بحراني در مورد بعضي گياهان 5/7 ساعت و در مورد بعضي گياهان 15 ساعت مي باشد(براي گياهان روز بلندLDP7/5-LDP15و براي گياهان روز كوتاه SDP7/5-SDP15).در همه گیاهان دقيقا اگر طول شب به اندازه شب بحراني گرددتنها 50% گياهان آن نوع گل مي دهند.در گیاهان شب بلنداگر طول شب بیشتر از شب بحرانی باشد بیش از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند و اگر طول شب کمتر از شب بحرانی باشد کمتر از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند(اواخر تابستان و یا در طول پائیز گل می دهند). در گیاهان شب کوتاه اگر طول شب کمتر از شب بحرانی باشد بیش از ۵۰ ٪گیاهان گل می دهند و اگر طول شب بیشتر از شب بحرانی باشد کمتر از ۵۰٪ گیاهان گل می دهند(اواخر بهار و یا اوائل تابستان گل می دهند).(LDP=long day periodوSDP=short day period)
سوال: شب یک گیاه روز بلند را در تابستان بشکنیم و شب یک گیاه روز کوتاه را د رتابستان بشکنیم چه اتفاقی می افتد؟با توجه به مطالب فوق می توان گفت که در حقیقت طول شب تعیین کننده است نه طول روز و استفاده از فلاش نور برای شکستن شب بلند به کار میرود و مانع گل دهی گیاهان شب بلند(روز کوتاه )و باعث گل دهی گیاهان شب کوتاه(روز بلند)می گردد.گیاه روز بلند(شب کوتاه)در تابستان گل میدهند که شب کوتاه است و فلاش نور شب را کوتاه تر می کند و درصد گل دهی را می تواند افزایش دهد .گیاه روز کوتاه (شب بلند)در تابستان گل نمی دهد یا درصد گل دهی کمی دارند که شب کوتاه است و شکستن شب میزان گل دهی را می تواند کاهش دهد.(البته اوائل تابستان باشد و یا اواخر تابستان متفاوت است).


منبع:http://hoopermuseum.earthsci.carleton.ca/vegetation/9a_photoperiodism.htm
http://www.wisegeek.com/what-is-photoperiodism.htm
http://www.sparknotes.com/biology/plants/essentialprocesses/section5.rhtml
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
اسم چند گیاه روز کوتاه –روز بلند -روزخنثی
باسلام یکی ازهمکاران خواسته بودند اسم چند گیاه روز کوتاه –روز بلند را علاوه برکتاب بدانند مطلب زیر جستجو شد
روز کوتاه:سلمه ترهChenopodium-فرفیون Euphorbia-داودیChrysanthemum
روزبلند:بذرالبنجHyoscyamus-اسفناجSpinacia-شویدAnethum-جودوسرAvena
روز خنثی:ذرت-بعضی ارقام گوجه فرنگی- توتون
منبع:فیزیولوژی گیاهی دکتر حسن ابراهیم زاده جلد دوم مبحث تکوین
شنبه پنجم اردیبهشت 1388
انقباض عضله صاف
در كتاب فيزيولوژي گايتون فصل 12 در مورد آهسته بودن انقباض و رفع انقباض ماهيچه صاف آمده است:گرچه هر بافت ماهيچه صاف در بدن ويژگيهاي خاص خود را داراست اما در يك بافت ماهيچه صاف تيپيك شروع انقباض 50 تا 100 ميلي ثانيه بعد از تحريك شروع مي شود و در مدت 0.5 ثانيه بعد به حد اكثر انقباض ميرسد .سپس انقباض در مدت 1 تا 2 ثانيه كاهش مييابد و در نتيجه يك انقباض كامل 1 تا 3 ثانيه طول مي كشد مدتي كه حدود 30 بار طولاني تر از يك انقباض منفرد ماهيچه اسكلتي مي باشد.به هر حال انقباض ماهيچه صاف از 0.2 ثانيه تا 30 ثانيه به وقوع مي پيوندد.عامل اصلي اين انقباض طولاني در عضله صاف به نظر مي رسد مربوط به كندي واكنش هاي شيميائي روند انقباض باشد.به عنوان مثال همان مكانيسم سرخوردن در طول فيلامانها عضله صاف در عضله اسكلتي نيز رخ مي دهدا ما فركانس واكنش سرهاي ميوزين حدود يك دهم يا يك صدم در عضله صاف نسبت به عضله اسكلتي مي باشد و احتمالا اين كاهش مربوط به اين واقعيت باشد كه سرهاي ملكول ميوزين فعاليت ATPaseبسيار كمتري در مقايسه با اجزاء مشابه در عضله اسكلتي دارا مي باشد.اندازه گيريها نشان مي دهند كه فقط يك بيستم و يا يك چهارصدم انرژي لازم براي يك انقباض عضله اسكلتي براي انقباض مشابه عضله صاف به مصرف مي رسد .اين موضوع عمدتا به دليل فعاليت بسيار كند ميوزين ATPase می باشد و همچنين مي تواند از كمتر بودن تعداد فيلامان هاي ميوزين در عضله صاف نسبت به عضله اسكلتي ناشي شود.مصرف پائين انرژي در عضله صاف بسيار مهم مي باشد زيرا كه اندام هائي مانند روده و مثانه و كيسه صفرا و ساير اندام هاي احشائي بايد روزها در جات متوسطي از انقباض تونيك داشته باشند.(مولف:در ماهیچه های مخطط سر ملکول میوزین همیشه میل ترکیبی با نقاط فعال آکتین دارد اما موقعیت تروپومیوزین باعث پوشیده مانده نقاط فعال آکتین ومانع از این اتصال می شود و ترکیب کلسیم با تروپونین c با عث جابه جا شدن تروپومیوزین و آشکار شدن نقاط فعال آکتین و انجام واکنش با سر ملکولهای میوزین می گردد اما در عضلا ت صاف سر ملکول میوزین در حالت استراحت عضله میل ترکیبی با نقاط فعال آکتین ندارد و وقتی فسفریله می شوند این میل ترکیبی و خاصیت ATPaseپیدا می شود و واکنش با نقاط فعال همیشه آشکار آکتین صورت می گیرد).
منبع:*http://psychology.wikia.com/wiki/Muscle_contraction
http://www.cvphysiology.com/Blood%20Pressure/BP026.htm
ادامه مطلب
جمعه چهارم اردیبهشت 1388
نقش کلسیم در انقباض عضله اسکلتی
چگونگی انقباض عضله اسکلتی
قبل از پرداختن به چگونگی انقباض عضله , لازم است که به چند ساختار منحصر به فرد سلول های عضلانی که در فرايند انقباض نقش مهمی دارند اشاره کنيم :
1) توبول های T : با توجه به بزرگ بودن سلول های عضلانی , تغيير پتانسيل غشاء آنها در هنگام تحريک عصبی , عملاً سبب تحريک اعماق سلول عضلانی نمی شود به همين دليل چين خوردگی های لوله مانندی يا توبول هايي عرضی از غشاء بوجود آمده است که به صورت عمودی به درون سلول عضلانی کشيده شده است و به اعماق سلول عضلانی نفوذ می کند اين توبول ها که با شبکه ی سارکوپلاسمی ارتباط نزديکی دارند , موجب انتقال سريع پتانسيل عمل به اعماق سلول های عضلانی شده و انقباض هماهنگ تمام قسمت های سلول عضلانی را تضمين می کند .
2) شبکه ی سارکوپلاسمی : شبکه ی سارکوپلاسمی از کيسه های متسع شده ی زيادی تشکيل شده است که ميوفيبريل ها را احاطه کرده اند . اين کيسه ها محل ذخيره ی يون های Ca2+ است . انتقال اين يون ها از درون شبکه ی سارکوپلاسمی به سيتوزول , ماشه ی انقباض سلول های عضلانی را می کِشد .
ادامه مطلب
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
وازکتومی
پاسخ:سازمان بهداشت جهاني وازكتومي را بهعنوان بهترين، مطمئنترين و راحتترين روش جراحي براي جلوگيري دائمي از باروري تأييد كرده است.*
بعد از وازکتومی بیضه ها به تولید اسپرم ادامه می دهند اما اسپرم ها تجزیه شده و جذب بدن می گردند.بیشتر مایع اسپرم ها جذب غشاء های اپیدیدیم می شود و بیشتر مواد جامد به وسیله ماکرو فاژها تجزیه شده و از طریق خون مجددا جذب بدن می گردند.بعد از وازکتومی غشا ءهای اپیدیدیم افزایش اندازه پیدا می کنند تا مایع بیشتری را ذخیره و جذب کنند .در این مدت ماکرو فاژها به تعداد بیشتر اسپرم ها را تجزیه کرده و در نتیجه مایع حاوی آنها بیشتر بازجذب می شود.در حدود یک سال بعد از وازکتومی در حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از مردان وازکتومی شده تولید آنتی بادی ضد اسپرم می کنند.در یک مرد غیر وازکتومی نیز در حدود ۵۰ درصد اسپرم های تولیدی به مرحله ارگاسم و خروج از بدن نمی رسند.در بعضی از افراد تکثیر بد خیم اپیتلیوم مجرای اپیدیدیم دیده شده است .افزایش فشار اسپرم در وازدفران و اپیدیدیم گزارش شده است که د ر بعضی جهت جلوگیری از آسیب به بیضه ها این لوله ها پاره می شوند.ورود اسپرم به داخل اسکروتوم نیز دیده شده است .**
منبع:*http://www.pezeshk.us/?p=9378
**http://en.wikipedia.org/wiki/Vasectomy
ادامه مطلب
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
مطالبی در رابطه با تولید مثل
- سلولهای ژرمینال ، در فرایند اسپرماتوژنز ، یک سری تقسیمات و تمایزها را به خود میبینند و مبدل به اسپرمهای بالغ میشوند این فرایند بین 70 تا 80 روز طول میکشد
- در تقسیم میوزی در اسپرماتوژنز توزیع کروموزومها در میان سلولهای حاصل ، حالت اتفاقی دارد و در عین حال ، احتمال بروز کراسینگ اوور نیز میان بازوهای کروموزومهای همتا وجود دارد بدین ترتیب احتمال بروزگوناگونی ژنتیکی زیاد میشود
- سلولهای سرتولی در داخل لولهای اسپرم ساز وجود داشته و مانند سدی عمل میکند که اولا موادی مانند پروتئین ها ، هورمونها ، یونها و داروهای مختلف که مانع تشکیل سلولهای اسپرم میشود از لوله ها دور می دارد ثانیا مانع از ورود سلولهای اسپرم به خون میشود
اسپرمها ناکامل و بی تحرکند اپیدیدیم مایعی مغذی و محتوی آنزیمها و هورمونها ترشخ میکند که به تغذیه اسپرمها کمک میکند اسپرم در فاصله دو هفته که از اپیدیدیم میگذرد بالع میشود و اسپرمها در حین گذشتن از اپی دیدیم 90 در صد از مایع در برگیرنده انها بازجذب میشود
منبع:فیزیولوژی بدن انسان (حسین دانشفر)
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
ساختار سارکومر
ماهيچه های مخطط از سلولهاي استوانه ای شکلی (ميون ) که قطری بين 10 تا 50 ميکرون و طولی به اندازه ی 1تا 40 ميلی متر دارند تشکيل شده اند . در هر ميون ساختارهايي به نام تارچه (ميوفيبريل ) وجود دارد که از رشته های پروتئينی ضخيم و نازک , تشکيل شده است . در ريزنگارهای ميکروسکوپی هر تارچه به شکل نوارهای تيره و روشن متناوبی ديده می شوند . هر نوار روشن توسط صفحه ای پروتئينی ( صفحه ی Z ) به دو نيم تقسيم می شود . فاصله ای بين دو صفحه ی Z در هر تارچه , سارکومر ناميده می شود بنابراين هر تارچه از واحدهای تکراری سارکومر تشکيل شده است . در هر ميوفيبريل تقريباً 10000 سارکومر وجود دارد طول هر سارکومر در حالت استراحت 2 ميکرون است.
ساختمان مولکولی سارکومر
صفحه ی z :
اين صفحه , از رشته های پروتئينی آلفا ـ اکتينين , ويمنتين و دسمين ساخته شده است پروتئين cap Z سبب اتصال رشته های نازک به اين صفحه ی پروتئينی شده و از طرفی مانع از دپليمريزاسيون رشته های نازک در اين ناحيه می گردد سمت ديگر رشته های نازک , توسط پروتئين تروپومُدولين ( در شکل با رنگ قرمز نشان داده شده است ) پوشيده شده است بنابراين پروتئين های تروپومُدولين و cap Z با پوشاندن دو انتهای رشته های نازک , مانع از دپليمريزاسيون و کوتاه شدن آنها می شوند .

ادامه مطلب

